خانه / مديريت خود / مدیریت بر دانش=مدیریت برخود

مدیریت بر دانش=مدیریت برخود

 در چند سال آینده وقتی که تاریخ زمان ما نگاشته شود، اینگونه به نظر می رسد که مهمترین رویدادهایی که مورخان خواهند دید فناوری، اینترنت یا تجارت الکترونیک نخواهد بود. بلکه آنها یک تغییر و تحول بی سابقه در شرایط زندگی بشری را مورد توجه قرار خواهند داد. برای اولین بار رشد محسوس و فزاینده تعداد انسانها مورد توجه قرار می گیرد. در نخستین گام آنها می بایست خود را مدیریت کنند که جامعه آمادگی لازم برای انجام این امر را ندارد.
در طول تاریخ هیچ کس عملاً حق انتخاب نداشته است. تا حدود سال ۱۹۰۰ حتی در کشورهای توسعه یافته اکثر مدیریت دانشغالب افراد جامعه حرفه پدر خود را اگر خوش شانس بودند دنبال می کردند. اگر پدر شما یک کشاورز روستایی بود شما نیز یککشاورز روستایی بودید و اگر او یک صنعتگــــر بود شما نیز یک صنعتگر می شدید و این حرکت فقط به صورت نزولی بود و هیچ حرکت صعودی وجود نداشت.

     امروزه بسیاری از مردم حق انتخاب دارند. علاوه براین، آنها می توانند بیش از یک شغل داشته باشند، به این دلیل که محدوده زندگی کاری افراد نزدیک به ۶۰ سال است. سه برابر چیزی که در سال ۱۹۰۰ وجود داشت. افرادی که در برنامه مدیریت اجرایی بنده بودند (آنهایی که حدود ۴۵ سال سن داشته و بسیار موفق بودند) گفته اند: هنگامی که مشغول کار هستند منتظر به پایان رساندن شغل خود نیستند.
دانش، حق انتخاب می دهد، همچنین دانش شرح می دهد که خانمها نیز می توانند مشاغلی مانند آقایان داشته باشند. از نظر تاریخی زن و مرد به نسبت مساوی در نیروی کار سهیم بوده و مشارکت داشته اند، فکر یک زن خانه دار بیکار در قرن ۱۹ یک خیال پوچ و بی اساس است. مردها و زنها به سادگی کارهای مختلفی انجام می دهند هیچ تمدنی نیست که در آن هر دو جنس زن و مرد کارهای مشابه انجام دهند. اما کـــار دانش جنسیت نمی شناسد و زنها و مردها کارهای مشابه انجام می دهند و البته این موضوع تغییر و تحول بزرگی در شرایط زندگی بشری پدید آورد.
برای کسب موفقیت در این دنیای جدید، ما باید در ابتدا یاد بگیریم که چه کسی هستیم تعداد کمی حتی از افراد موفق می توانند پاسخگوی این سوالها باشند.

آیا می دانید در چه چیزهایی موفق و خوب هستید؟ آیا می دانید برای رسیدن به حداکثر استفاده از نقاط قوت خود به یادگرفتن چه چیزهایی نیازمندید؟ افراد کمی هستند که تاکنون این سوالها را از خود پرسیده اند. برعکس، آنها خیلی هم از نادانی و جهل خود مغرورند. افرادی وجـــود دارند که از اینکه نمی توانند یک ترازنامه را بخوانند به خود افتخار می کنند. امروزه اگر شما می خواهید موثر باشید باید بتوانید آن را بخوانید و درک کنید. از طرف دیگر، حسابدارانی هستند که از اینکه نمی توانند با دیگران همراه باشند و ارتباط برقرار کنند افتخار می کنند و احساس غرور دارند. البته اینها چیزهایی نیستند که قابل افتخار یا غرور باشند چون هر کسی می تواند یاد بگیرد که با دیگران با ملایمت و نرمی کار کند. به طور کلی، یادگرفتن شیوه های رفتاری کار سختی نیست و منشها و شیوه های رفتاری است که به انسان اجازه می دهد تا به پیش رود.

خودشناسی
در سراسر تاریخ بشری تنها موفقترین افراد بوده اند که می دانستند چه موقع «نه» بگویند. آنها همیشه می دانستند که در جستجوی چه باشند، آنها همیشه می دانستند که کجا خود را جای بدهند و حالا همه ما باید از آنها یاد بگیریم، خیلی سخت نیست. تنها کلید آن کار (کاری که لئوناردو داوینچی و موزارت انجام داده اند) ثبت نتایج حاصل از تصمیمات آنهاست.مدیریت دانش
هرگاه شما کار مهمی را انجام می دهید آن چیزی را که انتظار دارید اتفاق بیفتد را بنویسید. مهمترین تصمیمات در سازمانها تصمیمات افراد است. اخیراً تنها در بخش نظامی این سوالها پرسیده می شود که اگر ما یک فرمانده را برای رهبری یک پایگاه انتخاب کنیم از او انتظار انجام چه کاری را داریم؟ سه سال بعد آنها به گذشته و به آن چیزی که نوشته بودند توجه کردند و اکنون به این نکته دست یافته اند که حدود ۴۰ درصد تصمیمات آنها نتیجه داده است. 
ساختن نقاط قوت

درک نقاط قوت ما به وسیله دنبال کردن نتایج کارهایی ساده است که ما انجام می دهیم. هنوز بسیاری از ما نقاط قوت خود را دست کم می گیریم و از آنها فقط به عنوان هدیه استفاده می کنیم. ما اموری را که در آنها خوب هستیم و توانایی داریم به نظرمان ساده می آیند. ما به این عقیده اعتقاد داریم مگر اینکه در آنها با مشکل مواجه شویم که در آن صورت این مسئله خیلی خوب نخواهد بود، در نتیجه ما از نقاط قوت خود بی اطلاع می مانیم و ما نمی دانیم که چگونه آنها را بسازیم.

ما در بعضی مواقع می دانیم که چه هدایایی به ما اعطا شده است. ما باید یاد بگیریم که به کجا تعلق داریم و باید یاد بگیریم تا بتوانیم به طور کامل از نقاط قوت خود بهره مند شویم، یاد بگیریم و بفهمیم که ضعفهایمان در چیست و ارزشهایمان کدامست. و ما نیز باید ذات و طبیعت خود را بشناسیم: آیا با انسانها خوب ارتباط برقرار می کنم؟ یا من یک گوشه گیر هستم؟ من مرتکب چه چیزی شدم؟ و چه چیزی به کمک من می آید؟ متاسفانه هیچ کس این چیزها را به ما یاد نداده است. در ۳۰ سال آینده بیشتر انسانهای تحصیلکرده باید این را یاد بگیرند که خود را در کار یا شغل و زندگی جای بدهند.

بهبود بهره وری
فهمیدن قدرت خود، به حساب آوردن ارزشهای خود و دانستن اینکه به کجا تعلق داریم، اینها چیزهایی هستند که برای رویارویی با یک تغییر بزرگ در سازمانها ضروری هستند. بهبود بهره وری در کارکنان دانشگر وجود دارد. سازمانهای موثر برای بهبود بهره وری افراد را در کارها و شغلهای خود قرار می هند که بتوانند بهترین کارها را انجام دهند و بیشترین سود را به دست آورند.

آنها افراد را در موقعیتهای مختلف قــرار می دهند و به افراد این اجازه را می دهند تا براساس شناخت توانشان خود را در موقعیتهای مختلف قرار دهند. دیدگاه تاریخی به تلاشهای سازمانها براساس مدیریت بر خود چهارراه برای بهبود رشد و برانگیختن کارکنان دانشی عنوان کرده است:

۱ – دانستن نقاط قوت افراد؛
۲ – آنها را در موقعیت یا جایی قرار دهند تا بتوانند بیشترین بازدهی را داشته باشند؛
۳ – به عنوان شریک رفتار کنید؛
۴ – چالشی بودن را به آنها تحمیل کنید.
کارکنان دانشی این باور را ندارند که برای کارکردن از ساعت ۹-۵ حقوق می گیرند. آنها باور دارند که آنها برای اینکه موثر باشند حقوق می گیرند. سازمانهایی که متوجه این مطلب هستند مـــوانع را از سرراه کارکنان دانشی بر می دارند، قادر به جذب و نگهداری و برانگیختن آنها برای بهترین عملکرد خواهند بود و این مسئله بزرگترین عامل مزیت رقابتی در ۲۵ سال آینده خواهد بود.

نقش بخش اجتماعی
بیشترین و درست ترین پیشرفتی که در افراد سازمانها دیده ام، بخصوص در بزرگترین شرکتها، حاصل از مشارکت داوطلبانه افراد در سازمانهای غیرانتفـاعی بوده است. جایی که آنها مسئولیت داشتـه اند و نتایج را مشاهـده مـی کردند و خیلی سریع می فهمند که ارزش آنها چقدر است راه بهتر دیگر وجود ندارد تا ما بتوانیم قدرت خود را درک کنیم و بفهمیم که به کجا تعلق داریم و این مسلماً بهترین موفقیت برای دایره اجتماعی و مخصوصاً ارتباط آن با کسب و کار است.

امروزه ما درباره مسئولیتهای اجتماعی شغلها یا کسب و کار صحبت می کنیم. ما امیدواریم که به زودی درباره سازمانهای غیرانتفاعی به عنوان بزرگترین فرصت (موقعیت) اجتماعی برای کسب و کار صحبت کنیم. این موقعیتی است برای شرکتها تا بتوانند مدیران را خیلی بیشتر از هر شرکتی یا دانشگاهی موثرتر کنند. این یک نفع و مزیت منحصر به فرد است که دایره اجتماعی می تواند ارائه کند.

منبع:
-ماهنامه علمی-آموزشی  تدبیر
نویسنده : پیتر دراکرمترجمان : محمدرضا عسگری – نیما علی پور

 

درباره modiriat

از این مطلب بازدید فرمایید

یک طرح ۱۸ دقیقه‌ای برای مدیریت روز کاری‌تان

نوشته‌ی: پیتر برگمان / ترجمه‌ی: علی نعمتی شهاب دیروز با بهترین خیال‌های‌اش شروع شد: من ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *